دکتر حاکم قاسمی، هیأت علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه بین المللی امامخمینی(ره) در مقاله ای به چرایی بمباران دانشگاهها و نهادهای علمی ایران، در جنگ رمضان پرداخت.
بمباران دانشگاهها و نهادهای علمی ایران !؟ چرا؟
امریکا بعد از بمباران میز مذاکره و دیپلماسی در 9 اسفند 1404 وارد درگیری نظامی با ایران شد. با آغاز این در گیری نظامی جنگی آغاز شد که از ابعاد مختلف با جنگهایی که تا کنون در جهان رخ داده متفاوت است. این جنگ 40 روز طول کشید. رئیس جمهور امریکا در روزهای پایانی جنگ تهدید کرد که به تاسیسات و زیر ساخت های غیر نظامی به صورت گسترده و ویرانگر حمله، و تمدن ایران را نابود خواهد کرد. البته این تهدید را هرگز نباید به معنای مصون بودن این تاسیسات و زیرساختها از حمله نظامی در طول 40 روز جنگ تعبیر کرد. قبل از این تهدید هم تاسیسات و زیرساختهای غیر نظامی مختلف، بارها و در حجم زیاد مورد حمله قرار گرفتند. اساسا بخش وسیعی از حملات به ایران در جنگ رمضان، حمله به تاسیسات، مراکز، و زیرساختهای غیر نظامی بود.
یکی از مراکز و زیرساختهای غیر نظامی که بارها مورد حمله قرار گرفتند دانشگاهها و مراکز علمی و پژوهشی بودند. بنابر گزارش رسمی بیش از 30 دانشگاه ایران در طول 40 روز جنگ هدف قرار گرفتند و تخریب شدند. شناخته شده ترین موارد دانشگاه شهید بهشتی، دانشگاه علم و صنعت، و دانشگاه شریف، در تهران بودند. حمله به دانشگاهها و مراکز آموزشی و پژوهشی اقدامی غیر قانونی و نقض حقوق بین الملل است. از این رو این اقدام آمریکا و اسرائیل با مذمت و محکومیت گسترده روبرو شد. پرسشی که مطرح میشود این است که آمریکا و اسرائیل از حمله به این زیرساختهای غیر نظامی چه هدفی را دنبال می کردند که موجب شد آنها تبعات منفی نقض حقوق بین الملل را بپذیرند و بارها دانشگاهها و مراکز علمی و پژوهشی را بمباران کنند؟ با تعمق در کارکرد دانشگاهها، نقش علم و فناوری در پیشبرد فرایند پیشرفت و توسعه، و جایگاه دانشگاه و علم و فناوری در سیاستها و برنامههای پیشرفت و توسعه ایران، میتوان به پاسخ این پرسش رسید.
الف- کارکرد دانشگاهها:
دانشگاهها و مراکز علمی کارکردهای مختلفی دارند. این کارکردها موجب می شود دانشگاهها به عنوان مراکز تولید ثروت و قدرت ایفای نقش کنند و به یکی از عناصر مهم شکل دهنده قدرت ملی تبدیل شوند. از جمله این کارکردها عبارتند از:
الف- کارکرد پژوهشی و تولید علم. بخش مهمی از فعالیت دانشگاهها پژوهش برای پی بردن به ناشناخته ها، شناسایی مسائل و یافتن راهی برای حل آنهاست. این فعالیتها ضمن آنکه پیچیدگیها و ابهامهای مسائل را برای ما آشکار می کند، به تولید علم جدید نیز منجر می شود. با تولید علم شناخت ما از جهان هستی و آنچه در آن است افزایش مییابد. با علم و دانشی که حاصل می شود امکان آشنایی با منابع و ظرفیتهای بیپایان جهان هستی که می تواند برای رفاه و سعادت بشر به خدمت گرفته شوند فراهم می گردد. با این کارکرد امکان توسعه مرزهای دانش نیز ایجاد می شود. از این رو همواره ناشناخته ها برای ما کشف و پای ما به دنیاهای جدیدو جدیدتر باز می شود. لذا منابع و ظرفیت ها نهفته جدید که بهره گیری از آنها به بهتر شدن شرایط زیست منجر می شود برایمان کشف و آشکار میشوند.
ب- کارکرد تبدیل علم به فناوری و خلق فناوریهای جدید. دانشگاهها ضمن آنکه شناخت ما را از جهان هستی و آنچه در آن است افزایش میدهند، با تبدیل علم به فناوری و خلق فناوریهای جدید، تواناییهایمان را در بکار گیری آنچه در جهان هستی است برای شکل دادن زندگی بهتر ارتقاء میبخشند. با این کارکرد امکان دستیابی به توان بهره گیری از نعمتها و ظرفیت های جهان هستی فراهم میگردد.
ج- کارکرد آموزشی و ترویج علم و فناوری. دانشگاهها افراد را به عنوان دانشجو جذب می کنند و آموزش می دهند. بنابر این علم و دانش تولید شده و فناوریهای بدست آمده، در سطح جامعه ترویج، و افراد برخوردار از علم و دانش، و مهارت بهره گیری از آنها تکثیر می شوند. براین اساس برخورداری علم و دانش، و مهارت بکارگیری آن، از موضوعی فردی، که در تصاحب و انحصار افراد است خارج شده و به موضوعی فراگیر و جمعی تبدیل می شود. این امر موجب شده است که با فقدان افراد، علم و فناوری حاصل شده از دست نرود و در جامعه تداوم یابد. لذا جامعه هیچگاه علم و دانش، و مهارت تهی نمی شود.
د- کارکرد تعمیق و تعمیم علم و فناوری. دانشگاهها در تعامل با جامعه و صنعت می کوشند نیازهای جامعه و صنعت را برطرف و راهکارهای علمی برای حل مسائل پیش روی آنها ارائه نمایند. تلاش برای پاسخ به نیازها و حل مسائل موجود، ناشناخته ها و نیازهای پژوهشی جدیدی را پیش روی دانشگاهها قرار می دهند که منجر به فعالیتهای پژوهشی جدید در موضوعات تازه، و در نتیجه منجر به تولید و انباشت علم می گردد. از سوی دیگر پژوهش برای پاسخ به نیازها و حل مسائل یک بخش از جامعه و صنعت، به پژوهش در باره موضوعات مرتبط با آن بخش در بخش های دیگر منجر میشود. بنابر این هم کاربرد علم و فناوری، و هم اکتشافات علمی در حوزه ها و رشتههای مختلف گسترش می یابد. این فرایند به تعمیق علم و تعمیم آن در جامعه منتهی میشود. با این کارکرد دانشگاه، علم و فناوری در جامعه ریشه دوانده و پایدار می شود، و با از بین رفتن دانشمندان و افراد صاحب مهارت بهره گیری از علم از میان نمی رود، و به ظرفیت و توانمندی اجتماعی و ملی تبدیل می شود.
ب- نقش علم و فناوری در پیشرفت و توسعه:
پیشرفت و توسعه فرایندی پیچیده، چند بعدی، و با لایههای متعدد است. آنچه می تواند بر تمام این لایه ها و ابعاد با تمام پیچیدگیهایش تاثیر بگذارد علم و فناوری است. از این رو از پیشرانهای کلیدی در فرایند پیشرفت و توسعه شناخته می شود که با تاثیرات خود حوزه های مختلف را به جلو حرکت داده و به پیش میبرد. بر این اساس دانشگاه به عنوان نهاد تولید کننده و مروج علم و فناوری جایگاه برجستهای در فرایند پیشرفت و توسعه مییابد. زیرا با فراهم آوردن این پیشران کلیدی و قدرتمند، امکان تغییر و تحول به سمت پیشرفت و توسعه را ایجاد می کند. فقدان و یا تضعیف نهاد دانشگاه مانع از آن می شود که پیشران کلیدی موثر در پیشرفت و توسعه ایجاد و کارساز واقع شود. در حالیکه وجود قدرتمند این نهاد و فعالیت موثر آن، موجب می شود پیشران علم و فناوری به صورت چشمگیری حوزه های مختلف جامعه را به سمت پیشرفت و توسعه به پیش ببرد.
ج- جایگاه دانشگاه و علم و فناوری در سیاستها و برنامههای پیشرفت و توسعه در ایران.
در اسناد بالا دستی مربوط به برنامههای پیشرفت و توسعه در ایران علم و فناوری و به تبع آن دانشگاه جایگاه بسیار مهمی دارد. در سند چشم انداز 20 ساله که در سال 1382 تصویب شد ویژگیهای جامعهی ایرانی تا سال 1404 بدین شرح توصیف شده است: توسعه یافته، ... برخوردار از دانش پیشرفته، توانا در تولید علم و فناوری، ... دست یافته به جایگاه اول اقتصادی، علمی و فناوری در سطح منطقه آسیای جنوب غربی با تأکید بر جنبش نرمافزاری و تولید علم، ... . برمبنای این سند چهار برنامه پنجساله توسعه تدوین، تصویب و اجرا شد تا آنچه در سند چشم انداز برای سال 1404 ترسیم شده است محقق گردد. نتیجه این سیاستها توسعه و تقویت کمی و کیفی دانشگاهها و گسترش علم و فناوری در ایران بود. در بیانیه گام دوم که در سال 1397 منتشر شد، نقشه راه کلی برای طی کردن مسیر در آینده برای رسیدن به پیشرفت و توسعه ترسیم شده است. در این سند علم و پژوهش مورد تاکید ویژه قرار گرفته و دانشگاهها و دانشگاهیان و مراکز پژوهش و پژوهندگان، و جوانان به جهاد علمی فراخوانده شده اند. در این سند دانش، آشکارترین وسیلهی عزّت و قدرت یک کشور، و بنابر این جهاد علمی به عنوان راهی برای دستیابی به قدرت ملی معرفی شده است.
با تاکیدی که در اسناد بالادستی، و در سیاستها و برنامه های پیشرفت و توسعه بر علم و فناوری و نقش دانشگاهها و مراکز علمی و پژوهشی در دستیابی به آن شده است، دانشگاهها نقش بسیار مهمی برای پیگیری فرایند پیشرفت و توسعه کشور دارند، و عامل توسعه و قدرتیابی ایران به حساب میآیند. با مرور کارکرد دانشگاهها، و جایگاه دانشگاه و علم و فناوری در برنامههای پیشرفت و توسعه ایران، اهمیت بسیار زیاد دانشگاهها مشخص و هدف آمریکا و اسرائیل از بمباران و تخریب آنها آشکار می گردد. علم و فناوری به عنوان پیشران کلیدی، عامل پیشرفت و توسعه محسوب میشود. برای ایران که هدف خود را دستیابی به پیشرفت و توسعه قرار داده، دستیابی به این عامل حیاتی است. سازمان و نهادی که می تواند آن را تامین و نیاز کشور به علم و فناوری را رفع کند، دانشگاه و مراکز علمی و پژوهشی است. از این رو ایران در طی سالها به توسعه کمی و کیفی دانشگاههای پرداخته و با برنامه ریزی و تجهیز آنها برای دستیابی به علم و فناوری، بویژه در حوزه علوم نوین اقدام کرده و به پیشرفتهای چشمگیری نیز دست یافته است. برای ایران که در پی پیشرفت و توسعه، و در صدد قدرتیابی است، دانشگاهها با مجموعه کارکردهایی که دارند منبع تولید قدرت مادی و معنوی شناخته می شوند. آنها با عمل به کارکردها و وظایف ذاتی خود هم افزایش و تقویت عناصر مادی قدرت را در پی می آورند، و هم با آثار و پیامدهای علمی، فکری و فرهنگی، عناصر معنوی قدرت را تقویت می کنند و موجب استحکام قدرت ملی می شوند. آمریکا و اسرائیل که در صدد محدودسازی و شکست دادن ایران هستند، فعالیت دانشگاههای ایران را در تضاد با اهداف و منافع خود ارزیابی می کنند. بنابر این با حمله نظامی و تلاش برای تخریب و نابودی آنها می کوشند قدرت ایران را تضعیف و فرایند پیشرفت و توسعه کشور را متوقف سازند.
حاکم قاسمی، هیأت علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه بین المللی امام خمینی(ره)- 1405/1/30